آموزش آنلاین زبان انگلیسی | کپسول زبان

معرفی 30 تا از مفیدترین اصطلاحات انگلیسی تجاری

اصطلاحات انگلیسی تجاری

مسلما کمتر شرکتی مایل به استخدام فردی است که حتی اصطلاحات تجاری انگلیسی را نمی‌داند و نمی‌تواند آن‌ها را در صحبت‌های خود به کار ببرد.

تقریبا تمام شرکت‌ها و سازمان‌ها برای استخدام افراد، ابتدا به این اولویت توجه می‌کنند که آیا فرد مورد نظر به‌درستی می‌تواند از اصطلاحات مربوطه استفاده کند و آن‌ها را درک می‌کند یا خیر.

به‌ویژه در مورد زبان انگلیسی، توانایی استفاده اصطلاحات تجاری به انگلیسی از اهمیت بالایی برخوردار است. چون معنای خیلی از آن‌ها در نگاه اول مشخص نمی‌شود و حتما باید از قبل این اصطلاحات کاربردی را یاد گرفته باشید.

به‌همین دلیل، در این مقاله تا انتها همراه کپسول زبان باشید تا به 33 مورد از مهم‌ترین اصطلاحاتی بپردازیم که قبل از شرکت در یک مصاحبه شغلی حتما باید بدانید.

اصطلاحات انگلیسی تجاری

 

30 تا از مفیدترین اصطلاحات انگلیسی تجاری

به اصطلاحات زیر توجه کنید.

Cut corners

تکمیل یک وظیفه، پروژه یا فرآیند از راه میانبر، بدون عمل به رهنمودهای همیشگی و ضروری.

 

این عبارت معمولا با نوعی بار منفی به کار می‌رود، به این معنی که کاری به‌درستی انجام نشده و ناقص است.

Back to the drawing board

شروع مجدد از اول با یک ایده کاملا جدید

از این عبارت غالبا زمانی استفاده می‌کنند که یک ایده یا طرح رد شده است و به‌همین دلیل باید همه چیز را از ابتدا با روش‌های دیگر امتحان کنند.

Call it a day

به تعویق انداختن چیزی، تسلیم شدن در انجام کاری

این عبارت را زمانی استفاده کنید که قصد دارید ادامه یک پروژه را به تعویق بیندازید یا در آن وقفه ایجاد کنید، چون به مرحله قابل قبولی رسیده است.

همچنین می‌توان این عبارت را به معنای توقف کامل چیزی استفاده کرد و می‌تواند بسته به متن، بار مثبت یا منفی داشته باشد.

Workflow

گردش، جریان یا روند کار

 

این کلمه معمولا به شکل workflow issues استفاده می‌شود و به مواقعی اشاره دارد که مقدار کار زیادی برای انجام وجود دارد.

Touch base

برقراری ارتباط، صحبت با کسی

 

این عبارت به معنای صحبت با فرد دیگر، به‌شکل حضوری یا آنلاین است. این نوع مکالمات معمولا زمان زیادی نمی‌برند و صرفا نکات مهم در آن‌ها بیان می‌شوند.

Reach out

برقراری ارتباط

 

این عبارت به معنای برقراری ارتباط و صحبت با کسی است که به‌خوبی او را نمی‌شناسید یا به‌طور کلی غریبه است.

به‌همین دلیل از این عبارت در اصطلاحات بازرگانی انگلیسی، به جای کلمات talk و speak (صحبت کردن) استفاده می‌شود. با استفاده از این فعل، مشخص می‌شود با طرف مقابل صرفا رابطه کاری دارید.

Keep me in the loop

در جریان قرار دادن کسی

 

البته از این عبارت بیشتر در اصطلاحات انگلیسی تجاری استفاده می‌شود تا صحبت‌های عادی روزمره. با استفاده از این اصطلاح، از فرد یا افراد دیگر می‌خواهید شما را در جریان تمام پیشرفت‌ها و موفقیت‌های پروژه قرار دهند.

همچنین اگر شما کسی را در جریان اتفاقات یک جلسه قرار داده و هنگامی که تصمیمات گرفته شدند به او خبر دهید، می‌توانید از این اصطلاح برای او استفاده کنید.

Drill down into

بررسی، بازرسی و تحلیل و بررسی چیزی با جزئیات بیشتر

 

As of yet

در حال حاضر، هنوز، فعلا

از این عبارت به‌دفعات در ایمیل‌های کاری استفاده می‌کنند و این معنا را دارد که هنوز برای موضوعی، تصمیمی گرفته نشده است. مثال زیر را ببینید تا استفاده از این عبارت را بهتر یاد بگیرید:

As of yet, we have no plans to hire a Social Media Manager.

هنوز هیچ برنامه‌ای برای استخدام یک مدیر رسانه اجتماعی نداریم.

 

Forward planning

برنامه ریزی برای آینده

 

این عبارت یکی دیگر از اصطلاحات تجاری انگلیسی عجیب و غریب بوده و مترادف planning یا برنامه ریزی در زبان محاوره‌ای است.

At the end of the day

در نهایت، سرانجام یا در آخر کار

 

برخلاف معنای تحت‌اللفظی عبارت انگلیسی که «در انتهای روز است»، این عبارت هیچ ربطی به روز، شب یا هیچ زمان دیگری ندارد.

این عبارت از مهم‌ترین اصطلاحات تجاری انگلیسی است، اما در قالب غیر رسمی و صحبت‌های روزمره استفاده می‌شود تا موقعیت‌های رسمی. معادل انگلیسی این عبارت را می‌توان ultimately در نظر گرفت.

Proactive

فعال، مشتاق، پویا

 

این عبارت به معنی پیگیری و فعالیت مستمر برای انجام کاری است، بدون این‌که منتظر تشویق یا دستور همکاران و رئیس خود باشید.

البته این مورد از اصطلاحات بازرگانی انگلیسی، به معنی پیش قدم شدن برای برقراری ارتباط با فردی است که در آینده با او همکار خواهید شد.

Action points

پیشنهاد، طرح، برنامه

 

معنای این مورد از اصطلاحات رایج تجارت در زبان انگلیسی را بر خلاف اکثر اصطلاحات دیگر می‌توان با ترجمه تحت‌اللفظی آن فهمید.

این اصطلاح به معنای پیشنهادات و نکاتی است که برای اقدامات آتی مطرح شده‌اند و معمولا در انتهای جلسات کاری یا یک ایمیل طولانی استفاده می‌شود. مثال زیر را ببینید:

As an action point, I will listen to some training podcasts.

طبق پیشنهادات، من باید به تعدادی پادکست آموزشی گوش دهم.

 

To action or Actionable

عمل به اقدام کاری/قابل انجام، انجام پذیری، عملی بودن

 

اگر بخواهیم بر اساس قوانین گرامر توضیح دهیم، action یک اسم است و در عبارت بالا معنایی ندارد. اما در کمال تعجب، این فعل در دنیای کسب‌وکار به‌شدت استفاده می‌شود و به معنای «دست به انجام کاری زدن» است.

کلمه دوم نیز برای کارها و فرآیندهایی استفاده می‌شود که انجام آن‌ها امکان پذیر به نظر می‌رسد.

Cut to the chase

رفتن سر اصل مطلب، گفتن لپ کلام

این یکی از اصطلاحات انگلیسی تجاری است که صرفا در موقعیت‌های غیر رسمی و محاوره‌ای استفاده می‌شود. اگر از این عبارت برای صحبت با رئیس خود استفاده کنید، احتمالا عواقب بدی در انتظارتان خواهد بود.

Get the ball rolling

شروع کار، دست به کار شدن، چرخ کار را چرخاندن

 

Stay ahead of the curve

یک نوع بهتر یا پیشرفته‌تر

 

اگر برای چیزی، مثلا یک محصول یا شرکت از این عبارت استفاده کنیم، یعنی آن محصول یا شرکت از محصولات و شرکت‌های دیگر پیشرفته‌تر یا یک قدم جلوتر است.

به‌عنوان مثال، می‌توان گفت:

Instagram is ahead of the curve comparing to other applications.

اینستاگرام در مقایسه با اپلیکیشن‌های دیگر، یک قدم جلوتر است.

 

در واقع این عبارت یعنی برخورداری از مزایایی که در نتیجه رقابت با سایر اعضای همسان به دست آمده‌اند. البته این عبارت بعضی اوقات برای بیان نیاز به کار و زحمت بیشتر و جلوگیری از توقف پیشرفت نیز استفاده می‌شود.

Due diligence

تحقیقات ضروری انجام شده قبل از گرفتن یک تصمیم خوب

 

Best practice

روش برتر، بهترین روش، بهترین راهکار

 

خیلی از شرکت‌ها و سازمان‌ها، کارکنان را به پیروی Best practice ذکر شده در دفترچه راهنمای شرکت تشویق می‌کنند که همان روندهای صحیح انجام کار، قوانین، تکنیک‌هایی ضروری در عملکردهای روزانه هستند.

Upskill

آموزش دادن، تعلیم دادن

 

Streamline

ساده سازی یک روند و رهایی از کارهای اضافه

 

این مورد از آن اصطلاحات تجاری انگلیسی است که هنگام شنیدن آن باید کمی ترسید. اگر از این کلمه برای تیم شما استفاده شد، یعنی تصمیم گرفته‌اند کارکنان اضافه و غیر ضروری را اخراج کنند.

Dynamic

هیجان انگیز، جالب، جدید

 

Align

در یک راستا بودن، یکپارچه سازی

 

زمانی که در شرکت‌ها و محیط شغلی از این کلمه استفاده می‌کنند، به این معنی است که می‌خواهند مطمئن شوند تمام بخش‌های مختلف شرکت برای رسیدن به یک هدف مشترک در حال تلاش هستند.

Go the extra mile

تلاش بیشتر برای انجام کاری

 

زمانی از این عبارت استفاده می‌شود که کارکنان یک شرکت می‌خواهند برای رسیدن یه یک هدف عالی، حتی بیشتر از حد نیاز تلاش و کوشش کنند.

Expedite

سرعت بخشیدن به چیزی، بالا بردن سرعت

 

Down the line

بعدا، زمان مشخصی در آینده

 

این عبارت معمولا اشاره به رویدادی دارد که چند ماه تا چند سال بعد رخ می‌دهد، اما چارچوب زمانی مشخص نیست. هر اتفاقی که با این عبارت به کار رود، به این معنی است که حتما رخ می‌دهد.

Micromanage

مدیریت و بازرسی کارکنان در جزئی‌ترین کارهای آن‌ها

این کلمه بار منفی دارد و معمولا کارکنان برای شکایت از اخلاق بد رئیس خود از آن استفاده می‌کنند. مدیران با این خصوصیت دائما کار افراد را با کوچک‌ترین جزئیات بررسی می‌کنند، بدون این‌که قدرت اختیار و انتخاب به آن‌ها دهند.

Going forward

از حالا به بعد

 

Let go

اخراج کردن

 

Close Of play

انتهای روز کاری

 

اصطلاحات انگلیسی تجاری

 

سخن نهایی

مسلما بیش از 30 اصطلاح در دنیای کسب‌وکار رایج است که اشاره به تمام آن‌ها در یک مقاله امکان پذیر نیست.

تنها کاری که می‌توانید برای یادگیری تمام این اصطلاحات و کاربرد صحیح آن‌ها انجام دهید، شرکت در یک دوره آموزشی معتبر مانند کپسول زبان است.

با کمک اتاق‌های آموزشی کپسول زبان می‌توانید از همراهی مدرسان اختصاصی بهره‌مند شوید و مباحث را در دروس لقمه‌ای 3 تا 5 دقیقه‌ای یاد بگیرید.

در ضمن، 9 اتاق اول این دوره آموزشی کاملا رایگان است. حتی اگر بعد از شرکت کامل در این داره از آن راضی نبودید، می‌توانید تمام هزینه پرداختی خود را پس بگیرید. پس همین الان ثبت‌نام خود را انجام دهید.

اشتراک گذاری

توییتر
لینکدین
واتساپ
تلگرام
فیسبوک

عضویت در خبرنامه

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ده + ده =