آموزش آنلاین زبان انگلیسی | کپسول زبان

22 صفت متداول برای توصیف شخصیت به زبان انگلیسی همراه با مثال

22 صفت متداول برای توصیف شخصیت به زبان انگلیسی همراه با مثال
توصیف شخصیت به زبان انگلیسی به دلایل زیادی اهمیت دارد. ممکن است بخواهید خود را به افرادی که تازه با آن‌ها آشنا شده‌اید، معرفی کنید یا با یک مشاور دانشگاهی حرف بزنید تا برای رشته تحصیلی در خارج از کشور توصیه‌های مفید بگیرید.

حتی شاید به دنبال کار می‌گردید و می‌خواهید کارفرما را قانع کنید که برای آن موقعیت شغلی از نظر شخصیتی مناسب هستید. بنابراین باید بدانید چگونه خود را تعریف کنید. در ابتدا برای توصیف شخصیت خود باید صفات انگلیسی را به‌خوبی یاد بگیرید.

در این مقاله فهرستی از پر کاربردترین صفت‌ها برای توصیف شخصیت را مرور خواهیم کرد و نحوه استفاده از آن‌ها را همراه با مثال به شما خواهیم آموخت. پس تا انتها با کپسول زبان همراه باشید.

 

شخصیت چیست؟

 

22 صفت متداول برای توصیف شخصیت به زبان انگلیسی همراه با مثال

 

بر اساس فرهنگ لغت مریام وبستر (The Merriam-Webster Dictionary) شخصیت به‌صورت زیر تعریف می‌شود:

  • مجموع ویژگی‌هایی که هر فرد را از دیگری متمایز می‌کند.
  • مجموعه صفات و ویژگی‌های منحصر به‌فرد

با در نظر گرفتن این موضوع اجازه دهید برخی از متداول‌ترین صفت‌هایی را که برای توصیف شخصیت در زبان انگلیسی به کار می‌روند، مرور کنیم. در این بخش تنها به صفت‌های مثبت می‌پردازیم.

 

22 صفت متداول برای توصیف شخصیت به زبان انگلیسی

 

22 صفت متداول برای توصیف شخصیت به زبان انگلیسی همراه با مثال

 

برای توصیف شخصیت به زبان انگلیسی صفت‌های ساده و زیادی وجود دارد مانند nice، funny یا good. اما برای این‌که بتوانید منظور خود را زیباتر بیان کنید، بهتر است از مترادف این کلمات کمک بگیرید. در زیر با بسیاری از این مترادف‌ها آشنا خواهید شد.

1. Affectionate

Affectionate

با محبت؛ شخصی که احساس دوست داشتن و عشق از خود بروز می‌دهد.

 

Kyle is an affectionate boy. He always wants to hug and kiss everyone.

کایل پسر با محبتی است. او همیشه می‌خواهد دیگران را بغل کند و ببوسد

 

2. Ambitious

Ambitious

بلند پرواز، جاه طلب. کسی که علاقه زیادی دارد تا موفق، قدرتمند یا ثروتمند شود.

 

I used to be an ambitious person. I wanted to have the best car, the best house, the whole thing. Now I don’t feel that way anymore.

من در گذشته آدم بلند پروازی بودم. همیشه بهترین چیزها را می‌خواستم. اما الان دیگر آن احساس را ندارم.

 

3. Artistic

Artistic

هنری، هنرمند. این کلمه را برای توصیف کسی به کار می‌بریم که قادر به خلق یا لذت بردن از هنر است.

 

My sister is one of the most artistic people I’ve ever met. Her paintings are amazing.

خواهر من یکی از هنرمند افرادی است که تا به حال دیده‌ام. نقاشی‌های او فوق‌العاده هستند.

 

4. Brave

Brave

شجاع؛ کسی که از خود احساس ترس از چیزهای خطرناک یا سخت را نشان نمی‌دهد.

 

My grandma was very brave to learn to drive at 55. She took many lessons, but today she goes everywhere by herself.

مادر بزرگ من بسیار شجاع بود که در سن 55 سالگی رانندگی آموخت. البته کلی کلاس رفت اما امروز هر جایی که بخواهد به تنهایی می‌رود.

 

5. Charismatic

Charismatic

کاریزماتیک. کسی که قدرت تاثیر گذاری بر دیگران را دارد و می‌تواند توجه و تحسین آنها را جلب کند.

 

He was such a charismatic leader. Everyone really admire his ability to influence others.

او چنان رهبر کاریزماتیکی بود که همه توانایی تاثیر گذاری او را ستایش می‌کردند.

 

6. Clever

Clever

باهوش. کسی می‌تواند به‌سرعت مباحث مختلف را بفهمد و یاد بگیرد.

 

I consider myself a clever person. I can learn how to use new softwares quickly.

من خودم را فرد باهوشی می‌دانم زیرا می‌توانم به‌راحتی نحوه استفاده از نرم افزارهای جدید را فرا بگیرم.

 

7. Courageous

Courageous

دلیر، پر جرات. کسی که از خودش شجاعت نشان می‌دهد.

 

She was very courageous when she decided to move all the way to New Zealand.

او وقتی تصمیم گرفت به‌تنهایی به نیوزلند نقل مکان کند بسیار پر جرات عمل کرد.

 

8. Creative

Creative

خلاق. کسی که می‌تواند ایده‌های غیرمعمول و جدید طرح کند.

 

Lucy makes the most amazing PowerPoint slides. She is so creative!

لوسی شگفت انگیزترین پاور پوینت‌ها را درست می‌کند. او خیلی خلاق است!

 

9. Easy-going

Easy-going

آسانگیر. شخصی که به‌راحتی ناراحت یا نگران نمی‌شود.

 

My dad is super easy-going. Nothing makes him mad.

پدر من بسیار آسانگیر است. هیچ چیز او را عصبانی نمی‌کند.

 

10. Extrovert

Extrovert

برونگرا. فردی که از کنار دیگران بودن لذت می‌برد.

 

Tim is such an extrovert! He loves talking to strangers at parties.

تیم خیلی برونگرا است. او عاشق صحبت با افراد غریبه در مهمانی‌ها است.

 

11. Introvert

Introvert

درونگرا. کسی که خجالتی است و ترجیح می‌دهد زمان خود را به‌ تنهایی بگذراند تا در کنار دیگران.

 

I don’t like going to parties. I am more of an introvert.

من علاقه‌ای به شرکت در مهمانی‌ها ندارم، زیرا فرد درونگرایی هستم.

 

12. Friendly

Friendly

دوستانه. کسی که با دیگران رفتاری خوشایند و مهربانانه دارد.

 

Riley is so friendly. She is always ready to help others.

رفتار ریلی بسار دوستانه است. او همیشه به دیگران کمک می‌کند.

 

13. Funny

Funny

بامزه. به کسی می‌گویند که حس شوخ طبعی بالایی دارد و باعث خنده دیگران می‌شود.

 

My grandpa is always cracking jokes. I think he’s so funny.

پدر بزرگ من همیشه جک می‌گوید. به نظرم او خیلی بامزه است.

 

 

14. Generous

Generous

دست و دل باز، سخاوتمند.

 

He donated a good amount of money to the school. He is a very generous man.

او مرد سخاوتمندی است، زیرا پول بسیار زیادی را به مدرسه اهدا کرد.

.

15. Hard-working

Hard-working

سختکوش. کسی که همیشه کارهای زیادی انجام می‌دهد.

 

My friend Sarah has 4 jobs. She is so hard-working!

دوست من سارا همزمان 4 شغل دارد. او بسیار سختکوش است!

 

16. Honest

Honest

صادق. کسی که قابل اعتماد است.

 

She comes from an honest and hard-working family.

او از یک خانواده صادق و سختکوش است.

 

17. Intelligent

Intelligent

نابغه، باهوش

 

She got into Harvard Law School. I always knew she was intelligent.

او در دانشگاه هاروارد در رشته حقوق قبول شد. همیشه می‌دانستم که باهوش است.

 

18. Reliable

Reliable

معتمد، شخص قابل اطمینان.

 

My husband is a reliable person. If he says he will do something, I’m sure he will.

شوهر من فرد قابل اطمینانی است. اگر او بگوید کاری را انجام می‌د‌‌هد، مطمئنم که به حرفش عمل خواهد کرد.

 

19. Shy

Shy

خجالتی

 

He was too shy to invite her to prom.

او خجالتی‌تر از آن بود که دوستش را به جشن دعوت کند.

 

20. Sympathetic

Sympathetic

دلسوز. کسی که به رنج دیگران اهمیت میدهد و آنها را درک می‌کند.

 

John also lost a relative to cancer, so he is very sympathetic about my problem.

جان با مشکل من بسیار دلسوزانه برخورد کرد، زیرا او نیز یکی از نزدیکانش را به خاطر سرطان از دست داده بود.

 

21. Talkative

Talkative

پر حرف

 

Hannah is always talking. She’s definitely the most talkative person I know.

هانا همیشه در حال حرف زدن است. او قطعا پر حرفترین آدمی است که به عمرم دیده‌ام.

 

22. Wise

Wise

دانا، عاقل. کسی که می‌تواند بر اساس تجربه زندگی و درک عمیق به‌درستی قضاوت کند.

 

My grandpa always says that the best part of getting old is that he feels wise.

پدر بزرگ من می‌گوید بهترین بخش پیر شدن این است که انسان احساس دانایی می‌کند.

 

سخن نهایی

حال با استفاده از این صفات دیگر می‌دانید چگونه به بهترین شکل شخصیت خود را برای دیگران توصیف کنید. اما این‌ها فقط تعدادی لغت ضروری برای کمک به کیفیت جمله سازی شما در زبان انگلیسی است.

در کنار تمام این‌ها باید درک درستی از این زبان داشته باشید تا بتوانید شیوا صحبت کنید و بر دیگران تاثیر بگذارید. اگر می‌خواهید زبان انگلیسی را بیاموزید فراموش نکنید که هیچ روشی جای یک مدرس اختصاصی و باتجربه را نمی‌گیرد.

اما گاهی زمان یا حوصله کافی برای شرکت در کلاس‌های زبان و رفت و آمد از یک آموزشگاه به آموزشگاه دیگر را نداریم. در این صورت اصلا نگران نباشید! کپسول زبان برای شما عزیزان طراحی شده است.

کپسول زبان با ارائه دوره‌های آنلاین و لقمه‌ای به شما کمک می‌کند که در کمتر از 5 دقیقه یک مبحث زبانی را بیاموزید. به همین راحتی! روزی یک کپسول زبان کافی است تا انگلیسی را به‌طور کامل یاد بگیرید.

دوره‌های اولیه کپسول زبان رایگان است تا با بافت خاص آموزشی آن آشنا شوید و با اطمینان تصمیم گیری کنید. در ضمن اگر از خدمات آن راضی نبودید پول شما برگردانده خواهد شد. پس عجله کنید و همین حالا در دوره‌های کپسول زبان ثبت نام کنید.

اشتراک گذاری

توییتر
لینکدین
واتساپ
تلگرام
فیسبوک

عضویت در خبرنامه

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

13 − ده =